السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
118
تفسير الميزان ( فارسي )
شهادتشان را تاييد كند * ( « فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّه » ) * چنين كسانى شهادتشان كه يك شهادت از چهار شاهد است ، چهار بار خواهد بود و شهادتش را متعلق به خدا كند كه راست مىگويد . معناى مجموع اين دو آيه چنين است كه : كسانى كه به همسران خود نسبت زنا مىدهند ، و چهار شاهد ندارند - و طبع قضيه هم همين است ، چون تا برود و چهار نفر را صدا بزند كه بيايند و زناى همسر او را ببينند تا شهادت دهند غرض فوت مىشود و زناكار اثر جرم را از بين مىبرد - پس شهادت چنين كسانى كه بايد آن را اقامه كنند چهار بار شهادت دادن خود آنان است كه پشت سر هم بگويند : خدا را گواه مىگيرم كه در اين نسبتى كه مىدهم صادقم و بار پنجم بعد از اداى همين شهادت اضافه كند كه لعنت خدا بر من باد اگر از دروغگويان باشم . * ( « وَيَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ ) * . . . * ( إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ » ) * كلمه « درأ » به معناى دفع است و مراد از « عذاب » همان حد زنا است ، و معناى آيه اين است كه اگر زن همان پنج شهادتى را كه مرد داد عليه او اداء كند ، حد زنا از وى بر داشته مىشود و شهادتهاى چهارگانه زن اين است كه بگويد : خدا را شاهد مىگيرم كه اين مرد از دروغگويان است ، و در نوبت پنجم اضافه كند كه لعنت خدا بر من باد اگر اين مرد از راستگويان باشد . و به اين سوگند دو طرفى در فقه اسلام لعان مىگويند ، كه مانند طلاق مايه انفصال زن و شوهر است . * ( « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه وَأَنَّ اللَّه تَوَّابٌ حَكِيمٌ » ) * جواب كلمه لو لا در اين آيه حذف شده و قيودى كه در فعل شرط اخذ شده آن جواب را مىفهماند ، چون معناى آيه اين است كه اگر فضل خدا و رحمتش نبود و اگر توبه و حكمتش نمىبود ، هر آينه بر سرتان مىآمد آنچه كه فضل و رحمت و حكمت و توبه خدا از شما دور كرد . پس به طورى كه قيود ماخوذ در شرط مىفهماند ، تقدير آيه چنين است « لو لا ما انعم اللَّه عليكم من نعمة الذين و توبة لمذنبيكم و تشريعه الشرائع لنظم امور حياتكم ، لزمتكم الشقوة ، و اهلكتكم المعصية و الخطيئة و اختل نظام حياتكم بالجهالة » يعنى اگر نعمت دين و توبه بر گنهكارانتان و تشريع شرايع براى نظم امور زندگيتان را خدا بر شما ارزانى نمىداشت ، هرگز از شقاوت رهايى نداشتيد ، و هميشه به معصيت و خطا دچار بوديد ، و به خاطر جهالت ، نظام امورتان مختل مىگشت ، ( خدا داناتر است ) .